تاریخ انتشار : شنبه 8 آگوست 2026 - 22:01
7 بازدید
کد خبر : 15778

علیرضا قربانی «گل‌های باران خورده» را خواند/ رفتی و بعد از تو دنیا غرق شد در گریه‌هایم

علیرضا قربانی «گل‌های باران خورده» را خواند/ رفتی و بعد از تو دنیا غرق شد در گریه‌هایم
قطعه جدید «گل‌های باران خورده» با صدای علیرضا قربانی منتشر شد.

به گزارش پایگاه خبری و هنری پیام هنر، قطعه جدید علیرضا قربانی که موسیقی آن را علیرضا افکاری ساخته است، با نام «گل‌های باران خورده» در نیمه مرداد ۱۴۰۵ منتشر شد. این قطعه پیش‌درآمدی بر اجراهای جدید تورکنسرت «ایرانم» در شهرهای مختلف کشور است.

برخی از عوامل قطعه «گل های باران خورده» عبارتند از موسیقی: علیرضا افکاری، شاعر: محمدسعید میرزایی، میکس و مستر: آرش پاکزاد، ناشر: آهنگ اشتیاق و شهر آفتاب.

علیرضا قربانی درباره انتشار قطعه جدیدش نوشت: «این روزها به شوق تجدید دیدارهایمان، انرژی خود را برای خلق تحفه‌ای از جنس صدا و موسیقی گذاشتیم که اثر جدید تقدیم‌تان کنیم؛ تقدیم شمایی که عشق به حضور و همراهی‌تان در همه روزهای سخت ما را یاری رساند که ناامید نشویم، زانو نزنیم و بر عهدمان با شما بمانیم.

«گل‌های باران خورده» حاصل چند ماه تلاش تیم ما است با حال و هوایی که چندان از حس این روزهای خود من دور نیست. امیدوارم که آنچه از دل برآمده بر دل نشیند و زمزمه‌ این روزهای‌تان شود…

قطعه «گل‌های باران خورده» ادامه اجرای تورکنسرت «ایرانم» در شهرهای مختلف کشور خواهد بود که پس از میزبانی گرم مردم تبریز، در تدارک رفتن به شهر شیراز هستیم و تجدید دیدار با مردم نازنین آن دیار.»

متن ترانه قطعه «گل های باران خورده» با صدای علیرضا قربانی بدین شرح است:

ای که در شب‌هایِ دوری گریه می‌کردی برایم
رفتی و بعد از تو دنیا غرق شد در گریه‌هایم
بی تو آوازی دلم را پر نخواهد داد دیگر
بی تو حتی شوقِ خواندن مرده دیگر در صدایم
بی تو آغاز سکوتم، بی تو پایان ترانه
خنده‌هایم بی‌دلیل و گریه‌هایم بی‌بهانه

گرچه دیگر هستی‌ام را شوق دیداری نمانده‌ست
باید از باران بگیرم خاطراتِ مرده‌ام را
یا که عادت می‌کنم با بغضِ گلدان پشت شیشه
یا به دریا می‌دهم گل‌های باران‌خورده‌ام را

تا به کی باید به یاد روزهای رفته باشم
بعد از این باید تو را از خاطراتم پس بگیرم
یا به شوقِ لحظه‌ی برگشتنت عاشق بمانم
یا شبی در آخرین رویای غمگینم بمیرم

بی تو آغاز سکوتم، بی تو پایان ترانه
خنده‌هایم بی‌دلیل و گریه‌هایم بی‌بهانه

گرچه دیگر هستی‌ام را شوق دیداری نمانده‌ست
باید از باران بگیرم خاطراتِ مرده‌ام را
یا که عادت می‌کنم با بغضِ گلدان پشت شیشه
یا به دریا می‌دهم گل‌های باران‌خورده‌ام را»

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.